رابطه انساني كاركنان با مشتريان بانک :
امروزه اساس كار سازمانهاي اقتصادي درجهان بر مبناي مشتري گرايي است ، چرا كه مديران براين باورند كه شالوده سازمان وقوام وبقاي آن وابسته به مشتريان آنان است ، پرواضح است وقتي اين طرز تفكر بعنوان يك اصل در اذهان نهادينه شود كه : " همه چيز ما از مشتريان سرچشمه مي گيرد وحيات وقوام سازمان ما وابسته به مشتريان ما است ." در آن راستا سعي مي كنيم ونه تنها به حفظ مشتريان خود اهتمام مي ورزيم بلكه در اين فكرخواهيم بود كه هر روز بر مشتريان خود بيفزائيم .
جهان امرزو صحنه رقابت است و از آنجاكه بحث سازمان هاي اقتصادي ومالي به ميان مي آيد نمود عيني رقابت شكل مي گيرد لذاهر سازماني از اين مقوله عقب بماند لاجرم بطرف زوال پيش خواهد رفت . در دنياي امروز ديگر وقت آن نيست كه ما سرجايمان بنشينيم ومشتري سراغمان بيايد ، دوره فوق سپري گشته است وعواملي از جمله تعدد:
بنگاههاي مالي و اقتصادي ـ سليقه ها وافكار مشتريان ـ نظريات وديدگاههاي آنان ـ حق انتخاب واختيار مشتريان باعث گرديده كه سازمانهاي فوق به رفتاري توسل جويند كه درواقع نه تنها مشتري پسند ورضايت بخش باشد بلكه نسبت به رفتار سازمانهاي مشابه برتري وامتياز قابل توجهي داشته باشد .
اما شناخت ديدگاههاي مشتريان چيزي نيست كه به راحتي بتوانيم به آن دست يابيم ! به همين منظور وقتي بحث از شناخت انسان و سليقه ها و افكار او مي شود ، بحث پيچيدگي علوم انساني مطرح ميشود .
شايد به راحتي بتوان ادعا كرد بتعداد N نفر انسان كه ما با آنها در ارتباط خواهيم بود N مورد ديدگاه سليقه وافكار متمايز ازهم وجود خواهد داشت
كه شناخت أنها ديگر كارهر انسان غير متخصصي نيست بلكه شناخت نيازها ، سلايق ونگرشهاي افراد بايستي با ديد عميق تري صورت پذيرد .
" ديدي تخصصي وعلمي و درعين حال تجربي " . هرچند علوم انساني ورفتار انسان بطور مطلق قواعد پذير نيست ، اما نگرش جامعه شناسانه وديد روان شناسانه نسبت به موضوع برنگرش عاميانه مزيت و امتياز خواهد داشت لذا با همه اين پيچيدگي ها بايستي در اين مسير حركت نمائيم ، اما قبل از هرگونه حركتي بايد دراين مورد فكر كنيم وبه مشاوره بنشينيم كه:
اصولا" هر انساني ذاتا" خود را بيش از ديگران دوست دارد ، لذا هيچ موقع تعمدا" ضرر خود را نمي خواهد ، بنابراين بعنوان اولين قاعده رفتار ، از " امامان " الگو ميگيريم كه " آنچه را براي خود نمي پسنديم براي ديگران نيز روا نداريم " اگر اين رهنمود سرلوحه واساس كارمان باشد خواهيم ديد كه موارد مختلفي را براي خود خواهيم خواست واز خيلي مسائل دوري خواهيم كرد . مثلا" دوست خواهيم داشت همگان ما را دوست داشته باشند ، بزرگمان بشمار آورند ، به ما احترام كنند و برخلاف ميل ما رفتار نكنند و.....
پس رضامندي ديگران نيز با رعايت اين الگوها برقرار ميگردد ، هيچ انساني دوست ندارد كه به او بي احترامي بشود هيچ عقل سليمي اتلاف وقت را نمي پسندد .همه ما كم توجهي ويا اصولا" بي توجهي را نمي پسنديم ، رعايت ادب را شرط رفتار انساني مي دانيم.
بنابراين اولين گام وحركت اعضاي سازمان مي تواند شناختي از اين طريق باشد ، در واقع خودمان را بجاي مشتريان قراردهيم آنگاه ببينيم چه انتظارات وتمايلاتي خواهيم داشت واگر آن انتظـــارات برآورده گردد چگونه ديدگاهي نسبت به سازمان مورد بحث درذهن ما نقش مي بندد وبالعكس چنانچه انتظارات ما از آن سازمان جامه عمل نپوشد چگونه ديدگاهي خواهيم داشت
بحث شناخت بازارهاي ايران ، براي ما كه در سازمانهاي اقتصادي فعاليت مي كنيم بسيار حائز اهميت است مابايد در افكار خود به نوآفريني دست بزنيم ، در واقع براي شناخت بازار رقابتي دو حركت منسجم را بايد انجام دهيم :
ادامه مطلب