تبليغاتX
بانکی- ادبی -ارتباطی - حیف از ما اگر... ...


...

در تمام زندگیش او همان كارهایی را انجام داد كه مرغها می‌كردند. برای پیدا كردن حشرات، زمین را می‌كَند،

قُدقُد می‌كرد و گاهی هم با دست و پا زدن بسیار، كمی در هوا پرواز می‌كرد. سالها گذشت و عقاب پیر شد.

روزی پرنده با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید. او با شكوهِ تمام، با یك حركت ناچیزِ

بال‌هایش،‌ برخلاف جریان شدید باد پرواز می‌كرد.

عقاب پیر، بهت‌زده، نگاهش كرد و پرسید: «این كیست؟» همسایه‌اش پاسخ داد: «این عقاب است ـ سلطان

پرندگان، او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم.» عقاب پیر مثل مرغ زندگی كرد و مثل مرغ مُرد. زیرا

فكر می‌كرد مرغ است.

اگر یادمون بره چی بودیم اگر فراموش کنیم چی هستیم عاقبتی بهتر از

این هم نخواهیم داشت.

اونقدر کوچک میشیم که از همه نظر ها محو بشیم.

این فکر تو هست که وجودت رو شکل میده

اگر خودت خودت رو باور نداری چطور توقع داری دیگران

باورت کنند.اگر خودت برای وجودت حرمت قائل نیستی چطور

توقع داری دیگران برات احترام قائل بشن.

تو همونی هستی که فکر میکنی پس از امروزبه خودت

با یه دید تازه نگاه کن.

ببین تو قادر به انجام هر کاری هستی.

پس نایست حرکت کن...

حیف از ما اگر...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 11:46  توسط فریبرز قلی زاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاک باهدف درج پاره ای اطلاعات در زمینه های ادبیات -بانکداری وروابط عمومی وسایر امورآموزشی طراحی شده است

پیوندهای روزانه
راز اشك
دولت
بانک ملی ایران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
آذر 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
صنایع نیوز
تابناك
بانک ملی ایران
راز اشك
كیاپی نیوز
وبلاگ بانک ملی ایران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان