ایکاش...............
ای کاش از آن همه آسمان
تنها پرنده ای بودم،
خانه زاد ِ خاطره ای پنهان،
که از هجرانی
جفت خویش می گریست.
سید علی صالحی

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:8 توسط فریبرز
|
ای کاش از آن همه آسمان
تنها پرنده ای بودم،
خانه زاد ِ خاطره ای پنهان،
که از هجرانی
جفت خویش می گریست.
سید علی صالحی

-وقتی که درایوان دلتنگی هایت می نشینی وقتی که در پشت یک پنجره بارانی , بی هوا شاعر می شوی مطمئن باش کسی هست که می شود به او پناه برد کسی که در شب میتوان دلتنگی ها را با او قسمت کرد .نگاهت را از سنگفرش های خیس و سرد کوچه های باران زده جدا کن. می توان از تاریکی ها گذشت. می توان خود را در کوچه های سبز باور دوباره یافت.یک نفر هست, شب دلتنگیت را با او قسمت کنی