نازنین تولدت مبارک
امروز با شکوهترین روزی هست که آفریدگار تو را به جهان هدیه داد
و من میترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد ![]()
به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیبایی![]()
چه لطيف است حس آغازي دوباره ... ![]()
به روز زيباي آغاز نفس كشيدن ... ![]()
و چه اندازه عجيب است ... ![]()
روز ابتداي بودن ... ![]()
وچه اندازه شيرين است امروز ... ![]()
روز ميلاد تو ... ![]()
روز تو ... ![]()
روزي كه آمدي ... ![]()
دست دست حالا همه با هم
حالا نوبت فوت کردن شمعِ

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 8:59 توسط فریبرز
|







-وقتی که درایوان دلتنگی هایت می نشینی وقتی که در پشت یک پنجره بارانی , بی هوا شاعر می شوی مطمئن باش کسی هست که می شود به او پناه برد کسی که در شب میتوان دلتنگی ها را با او قسمت کرد .نگاهت را از سنگفرش های خیس و سرد کوچه های باران زده جدا کن. می توان از تاریکی ها گذشت. می توان خود را در کوچه های سبز باور دوباره یافت.یک نفر هست, شب دلتنگیت را با او قسمت کنی