این هم متن ترانه ای از استاد شجریان تقدیم به .........
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
....................
یارم چو شمع محفل است دیدن رویش مشکل است
سرو مرا ، پا درگِل است {برخطّ و خالش مایل است}(2)
یار من ، دلدار من کمتر تو جفا کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
....................
رفتم برِ آن ماهِرو با او نشستم روبرو گفتم سخنها مو به مو
یار من ، دلدار من کمتر تو جفا کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
....................
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
....................
یارم چو شمع محفل است دیدن رویش مشکل است
سرو مرا ، پا درگِل است {برخطّ و خالش مایل است}(2)
یار من ، دلدار من کمتر تو جفا کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
....................
یارم چو شمع محفل است دیدن رویش مشکل است
سرو مرا ، پا درگِل است {برخطّ و خالش مایل است}(2)
یار من ، دلدار من کمتر تو جفا کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
....................
رفتم برِ آن ماهِرو با او نشستم روبرو گفتم سخنها مو به مو
یار من ، دلدار من کمتر تو جفا کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
....................
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
زدست محبوب ، ندانم چونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
....................
یارم چو شمع محفل است دیدن رویش مشکل است
سرو مرا ، پا درگِل است {برخطّ و خالش مایل است}(2)
یار من ، دلدار من کمتر تو جفا کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 10:9 توسط فریبرز
|
-وقتی که درایوان دلتنگی هایت می نشینی وقتی که در پشت یک پنجره بارانی , بی هوا شاعر می شوی مطمئن باش کسی هست که می شود به او پناه برد کسی که در شب میتوان دلتنگی ها را با او قسمت کرد .نگاهت را از سنگفرش های خیس و سرد کوچه های باران زده جدا کن. می توان از تاریکی ها گذشت. می توان خود را در کوچه های سبز باور دوباره یافت.یک نفر هست, شب دلتنگیت را با او قسمت کنی